آیا می دانید که چرا اجنبی ها طول عمرشان زیاد است؟!
اشتباه نکنید! برای غذا و بهداشت و این حرف ها نیست! برای این است که دائماً برای سلامتی هم دعا می کنند!!!
وقتی برای اولین بار و بدون خواندن تست می زنم، 30-20 درصد می زنم.
وقتی یکمی درس را می خوانم و بعد تست می زنم، 70-60 درصد می زنم.
ولی هرچی بیش تر می خوانم، این 70-60 درصد تبدیل به 90-80 درصد نمی شه!
حالا حکمتش چیه؟! من نمی دونم!
تازه حالت بدترش اینه که همین 70-60 درصدی را که الان می زنم، توی کنکور تبدیل به 40-30 درصد می شه!
حالا تکلیف این همه درس خواندن و تست زدن چی می شه؟! بازم من نمی دونم!
در دنیای واقعی اول می بینید و بعد شاید دوست شوید درحالی که در دنیای مجازی اول دوست می شوید و بعد شاید ببینید!
پی نوشت: دیروز یکی از دوستان مجازیم را از نزدیک دیدم و زین دیدارمسرورم!
چند شب پیش مادرم انار آورد که جای شما خالی، بخوریم. من از بچگی تمایلی به خوردن انار ندارم. اکثر مواقع هم پدرم برام انار دان می کند و من هم با کلی ناز می خورم! ولی آن شب دانه های درشت و قرمز اناری که پدر و مادرم می خوردند، بدجوری هوس انگیزناک بود و به همین علت تصمیم گرفتم که یک انار برای خودم دان کنم و بخورم!
به پدرم گفتم: «بابا به نظرت کدومشون قرمزه؟!» پدر هم یکی را نشان داد ولی یکی از انارها بدجوری بهم چشمک می زد! گفتم: «نه! اونو دوست ندارم! این را می خوام!» پدر جان هم گفت: «باشه! هر کدوم را که دوست داری، بردار!» انار مذکور را برداشتم و چاقو زدم و... بله! همان طوری که انتظار می رفت انارم سفید از آب درآمد! همه خندیدیم، به خصوص پدرجان!
ولی از حق نگذریم با این که سفید بود ولی دانه های درشت و آبدار و البته شیرینی داشت! (این ها را برای دلداری خودم می گم!)
قضیه وقتی خنده دارتر شد که برادرم همان اناری که پدرم به من پیشنهاد داده بود، برداشت و البته قرمز که چه عرض کنم، دانه هاش سیاه بود!!!
خلاصه آن شب گذشت. امروز صبح بعد از خوردن صبحانه تصمیم گرفتم برای ناهار ژله درست کنم. در کابینت را باز کردم و دیدم چهار تا ژله داریم: موز، توت فرنگی، انبه و انار! تصمیم گرفتم ژله انار درست کنم چون هنوز انار داشتیم و می توانستم توی ژله، انار بریزم.
در یخچال را باز کردم. سه تا انار شسته شده توش بود. انارها را درآوردم و به برادرم که داشت وسایل صبحانه را جمع می کرد، نشان دادم و گفتم: «به نظرت کدومشون قرمزه؟!» برادرم هم یکی را گفت.
این بار دختر خوبی شدم و همان انار را برداشتم و چاقو زدم و... بله دیگه! انار صورتی از آب درآمد! برادرم خندید و گفت: «اشکال نداره. توی ژله که رنگش معلوم نمی شه!» وقتی این جمله را گفت، مادر جان آمد. انار را بهش نشان دادم. گفت: «اشکال نداره. بازم که انار داریم. برو یکی دیگه بردار.» منم گفتم: «باشه ولی بذار اول این انار را دان کنم، بعد می رم یکی دیگه را برمی دارم.»
خلاصه انار را دان کردم و رفتم در یخچال را باز کردم و دو تا انار باقی مانده را درآوردم. یک نگاهی به انارها کردم و گفتم: «یا شانس یا اقبال!» و بعد یکی دیگه را چاقو زدم! این دفعه هم مثل همان شب، انار سفید از آب درآمد! یک کاسه دیگه برداشتم و انار را دان کردم ولی ناامید نشدم! با خودم گفتم: «تا سه نشه، بازی نشه!» سومین انار را هم بریدم و دیدم دقیقاً مثل انار اول، صورتی است! این انار را هم روی کاسه اول دان کردم و رفتم ژله درست کردم و از همان انار صورتی توش ریختم.
نتیجه مهم: شانس فقط و فقط یک بار در خانه آدم را می زند! پس درنگ نکن و در را سریع باز کن!
در دستشویی عمومی هستید که ناگهان متوجه می شوید که آب قطع شده و دستمال کاغذی هم تمام شده است! در این وضعیت چکار می کنید؟
چند وقت پیش فیلمی می دیدم که بازیگر نقش اول مرد در این شرایط گیر کرده بود و از بازیگر نقش اول زن تقاضای کمک می کرد و چون این خانم و آقا با هم مشکل داشتند، خانم از این فرصت برای اذیت کردن آقا استفاده کرد و در جواب درخواست کمکش گفت: «آدم ها در این شرایط کارهای مختلفی می کنند که بستگی به گروه خونشون داره:
1. کسایی که گروه خونشون A است، صبور و محتاط هستند پس صبر می کنند تا سرایدار بیاد!
2. کسایی که گروه خونشون B است، خودشان را خیلی دوست دارند پس از دو تا انگشتشان استفاده می کنند!
3. کسایی که گروه خونشون AB است، آدم های منطقی هستند پس از دستمال هایی که در سطل زباله هست، استفاده می کنند!
4. کسایی که گروه خونشون O است، خودشان را زجر نمی دهند چون بعداً خودشان را تمیز می کنند!»
آقای فیلم مذکور شانس آورد و از کسی که به دستشویی آمد طلب کمک کرد؛ شما در این شرایط چکار می کنید؟!
پی نوشت: البته یک راه حل دیگر هم خانم فرمودند که سی ساله ها (چون خانم 30 ساله و آقا 27 ساله بودند!) به سبب کسب تجربه انجام می دهند و آن استفاده از جوراب هایشان است!!!

